ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 135
تاريخ رشيدى ( فارسي )
علت نزديكى و قرار گرفتن در مقابل چشمان ايشان ، احترام آنها را برنمىانگيخت ، يا مانع از آن نمىشد كه از ترس تحريك كينهجويى به داخل قلمرو او حمله نكنند . اما به نظر مىرسد چينىها با وجود هنر برترى كه در جذب اطاعت خارجى در صور گوناگون آن داشتهاند گاهى نمىتوانستهاند بر جنبه واقعى آن پافشارى كنند . حال با عبور از وسط كوهها به سوى جنوب شرقى به سرزمين و مردم كاملا متفاوتى در ايالتى مىرسيم كه شايد بتوان آن را به اقتضاى تمام و به طور كاملا درست ، آلتى شهر ، يا « شش شهر » تركستان شرقى ناميد . اينجا سلسلههاى كم ارتفاع و درههاى وسيع استپها از يك سو به كوههاى عظيم الجثه و از سوى ديگر به دشتهاى شنى ؛ « اول » چادرهاى نمدى ، به شهر قهوهاى ساخته شده از آجرهاى گلى و بازارهاى سرپوشيده متقاطع ؛ زمينهاى مرتعى و سيلابهاى برآمده از تپهها به اراضى مزروعى و ترعههاى آبيارى تغيير مىيابد و بالاتر از همه چادرنشين افراطى بىمسئوليت جاى خود را به كشاورز و صنعتگرى مىدهد كه مصنوعات آنها ابزار سخت مورد نياز را در اختيار آنان قرار مىدهد . عليرغم وسعت ناحيه ، نقاط قابل گشت و مسكونى آن بىاندازه كوچك است . يك سياح معاصر ، آن را دشت بزرگى توصيف مىكند كه داراى چند تكه زمين كوچك زراعتى است . سياح ديگرى مىگويد كه اگر بتوان مانند چشم پرنده [ از بالا ] به آن نگاه كرد ، دشت بزرگ عريانى نمودار خواهد شد كه كوههاى برهنه از سه طرف آن را دربر گرفته و مىتوان در دامنههاى آنها نقاط سبز مقطعى را ديد كه مانند يك تصوير نقاشى شده با مركب داراى خطوط سبز رنگ تزيينى است . در انتهاى بخش غربى ، كشاورزى گستردهتر و مداومتر از نيمه شرقى است كه داراى واحدهاى كوچك بوده و قطعات صحرا آنها را از هم جدا مىكند ، با عبور مسافر به سوى غرب ، اين وضعيت همچنان گستردهتر مىگردد ؛ در حالى كه منتهى اليه شرقى ، بيابانى صرف و ساده است . به هر حال ، واحهها براى خود آنان به اندازه كافى حاصلخيز است زيرا هر قطرهاى از آب كه از طريق رودخانهها از ارتفاعات سرازير مىگردد به ترعههاى آبيارى هدايت مىشود و براى مقاصد كشاورزى تا حد امكان به دورترين نقاط دشت منتقل مىگردد .